خرید بک لینک

درباره سایت

743 - کادو

امکانات وب

اِمروز خیلی بَد بود ، خیلی .. یه چیزی میگم یه چیزی میخونین (: از همون اول .. سرِ صُبح خواب دیدم آنلایـن شُده ، پایِ لپ تاپ بودم ، واقعی واقعی بود . خودتی واقعَن ؟ باور کرده بودم !! حالم خوب شُده بود . کِ یهو از خواب پریدم . هنوز باورم شُده بود کِ گفتم ولی مَن کِ پایِ لپ تاپ نیستم . کُپ کردم ، گوشی ر

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

هوا داره گرم میشه کم کم ، واقعا چیزی نمونده تا امسال به فاک بپیونده و تموم بشه . داره بهار میرسه و تو هنوز نیومدی ، روز بعد از بحث ، ناهار گرفتم ، نشستم برای بار دوم فروشنده رو دیدم . قبلن سینمآ دیده بودم ، و بعد فکر میکردم کِ ای کاش دلتنگم بشی (: شب زَد به سَرم ، واسش 00:00 فرستادم . بعدش یِ اِس دی

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

چهارشنبه سوریِ . و مَن مثِ تمام چهارشنبه سوری هایِ عمرم تو خونه گذشت . کاش صدایِ موزیکآتون نمی اومَد . کاش صِدای خَنده و جیغتون نمی اومَد .. شاید یکی اجازه نداشته باشه ، شآید یکی تنها باشهـ .. شآید یکی غصه ـَش بگیره ، بغض کنِه :) اِمروز خیلی دِپ و ناراحت بودم . گرسنم نمیشُد ، میل نداشتم . صُبح چند س

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

سال نـو ـِتون مُبارک . بالاخره سال زوج شُد ، 1396 ! سالِ خروس . پنج شنبه آخ سال بعد از مدت ها و سال ها رفتم قبرستون باهاشون ، قبرِ پسر عمو ، مامان بزرگ رو دیدم ، یکم یاد گرفتم . دوستِ دورانِ مدرسم رو دیدم ، با یِ نگاه منو شناخت ، احوالپرسی کردیم ، گفت نی نی دارم ، باردار بود ، به مامانش میگفت ما کلی

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

خیلی وقت بود ننوشتـه بودم مگه نَ ؟ از اوایلِ عیـد . حسش نمی اومـَد ..هر بار میخواستـم بنویسم عصبی میشُدم ، یا خواب ـَم میومَد ، یا خسته بودم ، یِ بلاگفآ دارم . اونجا بودم اغلـب .شاید چون اینجا به تـخـم هیشکی نبـودم یا نظرات چرت میدیـدم اغلب . خیلی اتفاقا افتـاد ، خیلی گریه هآ شُد ، خیلی حرفا زده شُد

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

این روزهآ ، هرجا رو نگاه میکنی سرسبـزِ . تویِ بلـوارها پُر از گُل ، هوا یکم گرم شُده اما خوبـه به نظرم ، تنها بدیش اینه کِ پایه یِ گردش نداشته باشی . دلم میخواست یِ صُبح برم چمـران . اما تنهایی لـذتِ خاصی نداره :)پدر و مادرم هنوز قهر هستـن . چهارشنبه کِ میرفتیـم خونه ، صُبـح بود ، گفتم جوجه رنگی میخ

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

دیروز 11 اردیبهشت ، روز تولدَم بود . مثِ همیشه . به جز دنیآیِ مجازی هیچ خبری نبود . فقط عصر رفتیـم کیک خریـدیم و خوردیـم . خیلی هَم خوشمزه نبـود . گردو وسطش به نظر مونده می اومَد .. اینستآ خیلی ـآ تبریک گفتـن اما یِ سریا پارسال تبریک گفتن اما امسال فقط لایک کردن :) شآید دیگه براشون مُهم نبـودم :) ام

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

عصرهآ دلگیـر ، جنون آور ، تنها ، این روزهآ از تمام روزایِ زندگیم بی حوصله تر و افسُرده ترم :) قبلن قراری بود ، دور دوری چیزی پیش می اومَد . اما این روزها تمام فکرم شُده تـو .. انگار هیچی دیگه توش نیست :) حتی دیگه کار کردن هَم واسَم مُهم نیست .. بعد از اون صحبت هآ کِ گفت میام ، بازم نیومـَد :) همش ال

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

خیلی حرف مونده بزنـم . اما خلاصه ـشون میکنم . نشستم پشتِ میـز ، یِ چایی جلوم و لَبخند دارم . آخه میدونین دیشب #ذوق_مرگ شُدم . آخه گوشی خرید بالاخره ، آنلاین شُد ، بعد از حدود 3-4 ماه ! وقتی گفت سلام . شوکه بودم . فکر میکردم بازم از همون خواب هآست کِ میدیدم آنلاین شُده و پی اِم داده :) تا چند دقیقه ن

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

از اون زمان کِ گوشی خریـد . دیگه اصلا اون آدمِ سابق نشد . خیلی بَحث داشتیم . خیلی چیزا رو هَم راحت بهش گفتم . خیلی گریه هآ کردم . میدونی وقتی یِ آدم عوض میشه حتی اگه کنارت باشه مثلِ این میمونه کِ رفته باشه .. میگفت مَن همش سرِکارم . شبا خسته ام . کارام خیلی زیآده :) شایدم راست میگفت !! میگفت من فقط

برچسب: نویسنده: نیکی موسوی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 21:49

صفحه بندی